نقشه توريستي آذربايجان قدم اول : اخذ ويزا

براي ورود به كشور آزربايجان اخذ ويزا الزامي است و بسته به زمان اقامتتان مبلغ آن فرق ميكند.

معمولا" براي مسافرتهاي تفريحي ويزاي ۱۵ روزه را ميتوان از سفارت آذربايجان در تهران يا كنسولگري آذربايجان در تبريز تهيه كرد كه مبلغ آن ۴۰ يورو به ازاي هر نفر ميباشد،كه بايستي بعد از واريز در شعبه بانك ملي (دانشگاه در تبريز ) اصل فيش به همراه اصل پاسپورت و حضور شخص متقاضي به كنسولگري ارايه شود .

معمولا" ظرف ۴ روز كاري ويزا صادر ميشود . براي اخذ پاسپورت حضور شخص الزامي نيست و ارايه كارت ملي به همراه شماره اي كه از كنسولگري بابت پاسپورت اخذ شده كافي است.

به غير از مسير هوايي ميتوان از راه دو گذرگاه مرزي نيز وارد كشور جمهوري آذربايجان شد، مرز آستارا و مرز بيله سوار.

كم كم كه بحث بنزين ارزان در ايران به افسانه ها ميپيوندد ديگر فرقي نميكند كه از كدام مرز به جمهوري آذربايجان وارد شد،بسته به مسيرتان يكي را انتخاب كنيد.  لازم به ذكر است كه فاصله تا شهر باكو از مرز بيله سوار 200 كيلومتر و از مرز آستارا 350 كيلومتر است.

مسير بيله سوار براي ساكنين شمال غرب كشور مناسب بوده  و مسير آستارا براي كساني كه از مركز و جنوب و شمال  كشور وارد اين جمهوري ميشوند مناسب است.

اگر قصد مسافرت با اتوموبيل خود و از مسير تبريز به سمت جمهوري آذربايجان را داريد  نزديكترين مسير  عبور از شهرهاي اهر  - مشكين شهر – گرمي و بيله سوار (ازطريق راه ميانبر روستاي مرادلو به امير كندي ) و گرمي  و بيله سوار ميباشد . مسير هم به اندازه كافي پمپ گاز و سي ان جي دارد . مسير از تبريز تا اهر به غير از بهار و اوائل تابستان سر سبزي زيادي ندارد ولي از بعد از گردنه گئويجه بئل göycə bel نرسيده به اهر تا خود بيله سوار بخصوص مسير اهر تا مشكين زيباست. و دشت مغان نيز كه نيازي به تعريف ندارد.

از مدت زمان تشكيل كشور جمهئري آذربايجان زمان زيادي نميگذرد و بعد از فروپاشي كشور شوروي يا به قول آذريها  -  اس سري  cccp    و بعد از كش و قوسهاي معمول  بر سر قدرت  دولت ثابتي به رهبري  حيدر  علي ا ف بر سر كار آمد و بنيادهاي حكومتي كم كم شكل گرفت و بعد از مرگ وي نيز به رسم باقي ممالك غير دموكراتيك  دنیا ـ پسر وي الهام بر سر كار آمد..
بر روي كاغذ قانون اساسي اين كشور شايد  يكي از مترقي ترين قوانين دنيا باشد اما در عمل .....

الغرض... با مردم كوچه بازار كه  هم صحبت ميشويم اكثر مردم از حجم كارهاي عمراني و آباداني اين كشور بسيار راضي مينمايند اما وضع در ميان روشنفكران متفاوت است و اكثرا" از نبود فضاي باز سياسي نالانند .

الفبا در زمان شوروي به تبعيت از روسيه الفباي كريل (سريل) بود و پس از تشكيل كشور مستقل ، حيدر علي اف  به تبعيت از آتا ترك  براي ارتباط بيشتر با ساير دنيا و دوري از روسيه و نزديكي به دنياي غرب الفبا را تغيير داد  و الفباي لاتين با كمي تفاوت( حروف Ə – Ğ – Ö – Ü - Ş - Ç)را جايگزين الفباي قبلي كرد .

بعد از استقلال و پايان مناقشات داخلي نيز مشكل  اشغال قره باغ از سوي ارمنستان پيش آمد و ارمنيها با اشغال حدود 30 در صد از خاك آذربايجان جنگي را آغاز كردند  كه تا به حال نيز به صورت آتش بس موقت ادامه دارد.

جمعيت اين كشور در حدود 7 ميليون نفر ميباشد و سرانه ملي آن در بين كشورهاي منطقه در مقام اول است. نرخ تورم نيز بسيار ناچيز بوده و رقم رشد اقتصادي آن نيز در منطقه در سطح اول ميباشد.

زبان رسمي تركي آذري و واحد پول مانات (100  قپيك) معادل تقريبا"13000 الي  14000  ريال ايران ميباشد !!!

سطح قيمتها نيز تفاوت زيادي با ايران ندارد  به طور مثال يك بطري آب معدني گاز دار يا بدون گاز حدود 30قپيك معادل 400 تومان ما ميباشد.

بار اول 6 سال پيش 2005 به باكو رفتم و سفري كاري و مجردي بود اما در سال 2010 يا نوروز1389 به اتفاق همسر عزيزم بار سفر را بستيم و راه افتاديم.

به دليل حضور خوانندگان ممنوع الورود به وطن در باكو امسال تعداد ايرانيها در باكو خيلي زياد بود و اين مسئله هنگام اخذ ويزا خيلي آزارمان داد به طوري كه ۶ساعت تما در صف بوديم تا پاسپورتمان را تحويل سفارت دهيم و اين بدليل كثرت متقاضيان سفر به آذربايجان بود .

از هر قشر در صف حضور داشتند كه چند پزشك آشنا و كاسبهاي معروف تبريز را ديدم ، از شهرهاي اطراف و استانهاي همجوار نيز در صف اخذ ويزا كم نبودند.

به هر مصيبتي بود جريان اخذ ويزا تمام شد  و قرار گذاشتيم تا قبل از 4شنبه سوري در باكو باشيم. راستش با اينكه من و خانمم دومين بار بود كه به باكو ميرفتيم اما چون بار اول در فصل پاييز بود و مراسم چنداني با سفر ما همزمان نبود تا لذت سفر برايمان به يادماندنيتر شود ، اين سفر برايم جذابتر بود چون مصادف با عيد نوروز بود و خيلي دوست داشتم تا چهارشنبه سوري يا به قول ما آزريها  OD ÇƏRŞƏNBƏSİ يا چهار شنبه آتش را در باكو باشيم .

گفتني است كه همزمان با 4 چهارشنبه ماه اسفند 4 مراسم به نامهاي چهارشنبه آب و باد و خاك  برگذار ميشود و آخرين چهار شنبه چهارشنبه آتش است.

ما روز دوشنبه از تبريز راه افتاديم و با سياحت در طبيعت اواخر اسفند در جاده ها و عكاسي از طبيعت  و تماشاي شكوفه هاي سحر انگيز نو شكفته درختان سلانه سلانه ،به پارس آباد رسيديم .

.جاده اهر به مشكين

 

 

 

 

 قرارمان اين بود كه شب را در شهر پارس آباد (قوچ كندي قديم) مركز محال مغان در خانه دوستي مهمان باشيم و صبح علي الطلوع دم مرز باشيم تا به شلوغي گمرك بر نخوريم.درب گمرك ساعت 8.30 الي 9 باز ميشود و ما ساعت 7 از پارس آباد راه افتاديم و قسمتي از پهنه دشت مغان را در آفتاب سپيده دمان طي كرديم و تا به بيله سوار رسيديم.

الحق كه مغان تكه اي از خاك بهشت است . اواخر اسفند كه در تبريز بوران و برف بيداد ميكرد ، ارتفاع سنبلهاي گندم به زانو ميرسيد و هواي بسيار مطبوعي بر منطقه حاكم بود.

بيله سوار شهر كوچك و با صفايي است كه كلا" شامل 3 يا 4 خيابان ميباشد و به واسطه وجود مرز زميني پرر ونق و پوياست و روز به روز به اين رونق افزوده ميشود . سمت ايراني مرز پر از دلال ارز  است و پيله وران كه كارشان تجارت چمداني است .

ماشينمان را در پاركينگ خانه يكي از رفقاي بيله سواريمان  گذاشتيم و با ماشين او تا دم در گمرك رفتيم و به واسطه آشنايي وي با ماموران گمرك ، مسيري را كه مسافران  ِ پياده بالاجبار بايد تا محوطه گمرك پياده بروند را با ماشين طي كرديم اين مسافت همان حريم مرز است كه با سيم خار دار از خاك دو كشور جدا ميشود.

بعد از انجام تشريفات قانوني و واريز فيش خروجي و عوارض شهرداري(  بيله سووار(( Bilə Suvar تلفظ صححيحش !) و ممهور شدن پاسپورتمان به مهر خروج وارد سمت ديگر  مرز شديم. شكل و شمايل مرز به كلي تغيير كرده بود و تمام دستگاهها ن و منقوش به آرم اتحاديه اروپا بود . ساختمان مرز به كلي بازسازي شده بود و رفتار ماموران نيز تغيير كرده بود و خبري از اخذ رشوه و باجگيري نبود و اين در بدو امر ما را متعجب كرد . آخر در هر بار گذر از مز 10 الي 15 هزار تومان پياده ميشديم اما اين بار اينگونه نبود . كمي كه دقت ميكردي دوربينهاي متعددي را ميديدي كه در پوششي سياه رنگ و مدور در هر اتاق و محوطه اي خود نمايي ميكرد و به گمانم سيستم نظارتي قدرتمندي را در اين مرز مستقر كرده بودند كه امكان انجام خلاف را از مامورين ميگرفت .

جالب است كه سيستم اخذ رواديد به صورت يك طرفه از جانب ايران لغو شده و اتباع جمهوري آذربايجان نيازي به اخذ رواديد ندارند اما براي هموطنانمان هنوز اين سيستم پابرجاست و اين جاي بسيار تأسف دارد.

آنسوي مرز تا رسيدن به درب گمرك ميني بوسي محياست كه  كرايه آن براي هر نفر 1 مانات (1350) تومان ميباشد.

ميني بوس شما را در بيرون گمرك پياده ميكند ،جايي كه سواريهاي مرسدس بنز كرايه آماده ايستاذه اند تا شما را به باكو برسانند.كرايه حمل هر نفر تا باكو بسته به موقعيت زماني از لحاظ خلوتي يا شلوغي مرز از 10 الي 20 مانات متغيير است. و اگر بخواهيد دربست تا باكو برويد 40 ال 50 مانات بايد بپردازيد .

اگر آزري هستيد يا زبان تركي بلديد چانه بزنيد تا سرتان كلاه نرود....!!!!

مرسدس بنز مدل 1998 كلاس E  با رده تجهيزاتي  Elegance با موتور توربو ديزل 3 ليتري  و دنده اتوماتيك  ماشيني بود كه 4 نفر مسافر را با كرايه هر نفر به پول ما 17000 تومان  تا باكو برد.

تصویر بنز مذکور در رستوران بین راهی

نرخ بنزين در آزربايجان براي هر ليتر 600 تومان براي اكتان 96 و 800 تومان براي اكتان 98 بود و سوخت ديزل يا به قول ايرانيها گازوييل نيز 600 تومان است .

مقررات راهنمايي و راننگي به شدت تمام در جاده ها اعمال ميشود و خلافهايي كه در نظر ما ايرانيها بسيار پيش پا افتاده مينمايد در آنسوي مرز گناهي نابخشودني است. من ايرانيهاي  بسياري  ديده ام كه از دست پليس راهنمايي آزبايجان مينالند اما در كنه ماجرا كه دقيق ميشويم ميبينيم كه رانندگي در ايران با كل دنيا به غير از افغانستان فرق دارد و ما از لحاظ رانندگي و احترام به قانون از دنيا   بسيار عقبيم. به طور مثال براي دور زدن از روي خط ممتد در خيابان دو طرفه در تهران يا اكثر شهرهاي ايران زحمت فكر كردن به خودمان را نميدهيم اما در جمهوري آذربايجان اين خلاف جريمه اي بلغ بر 50 مانات(چیزی نزدیک به ۷۰هزار تومان) و درج 5 نمره منفي در سووابق را دارد و توقيف ماشين تا 10 روز!!!

در 5 يا 6 سال اخير نيز بر قدرت پليس افزوده شده و تمام جاده ها و خيابانها به دوربينهاي بسيار پيشرفتهاي مجهز شده اند  و اتوموبيلهاي پليس از نوع BMW 320i  براي پليس راهنمايي داخل شهر ها و BMW525i     براي  روساي مناطق راهنماييي و پليس راه و گاها" فولكس پاسات ميباشد.

ماشين رييس پليس راهنمايي باكو يك فولكس tuareg  2009 ميباشد كه در رستوراني در باكو به آن برخورديم. حرف x  در زبان نوشتاري خ تلفظ ميشود و حروف YPX به معناي (يول پليس خيدمتي )يا همان راهنمايي رانندگي خودمان ميباشد و (PPX  پست پاترول خيدمتي ) نيز نيروي انتظامي يا همان كلانتري خودمان ميباشد .

اولين شهري كه در خروج از مرز به آن ميرسيم بيله سووار آ‌‌‌‌ذربايجان ميباشد. بعد از بيله سووار  را انشا الله در فرصتي ديگر خواهم نوشت....