اعتراف تلخی دارم که اینجا بهترین مکان برای بیانش است ، و آن اینکه من تا به حال مراغه نرفته ام، و خیلی از جاهای آذربایجانمان را تا به حال ندیده ام، اما اخرین جمعه فروردین را همت کردیم و تا مراغه رفتیم...

مراغه ، با "صوفی چای" زیبایش و تاریخ دیرینش ، با بازارهای بسیار زیبای خشکبار فروشیش و سهندی که همیشه پاسبان شهر است ، از جانی و خونی که در رگ شهر جاری است و لحجه شیرینی از ترکی که تکلم میشود، از باسلوق و سوجوقش ، و از باغهای مفرحش ، گشتی در موزه ایلخانی تو را تا اعماق تاریخ میبرد و گنبدهایی که بسیاری حرف برای گفتن دارد و از اینهمه که گفتیم ، داستان رصد خانه چیز دیگری است، میارزد که وقتی بگذارید و مراغه را بگردید ، با پای پیاده ....